تبليغاتX
ابادان ...






















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


ابادان ...

هرچی عشقه کثیفه بی خیالش / هرچی بی وفاست بزن تو غالش

روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمن‌ماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

ولنتاین - عاشقونه دات کام

ولنتاین - عاشقونه دات کام

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.
کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود…
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!

.در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود..

از چند سال پیش در ایران صحبت‌هایی مبنی بر آمیختن والنتاین با سنتهای اسلامی به گوش می‌رسد.
محمدرضا زائری، روحانی محافظه کاران، از پیشنهاد دهندگان طرح نام‌گذاری روز اول ازدواج حضرت علی (ع) (امام اول شیعیان) و همسرش فاطمه زهرا (س)، به عنوان روز عشق‌ ورزی بود.
محمد علی ابطحی معاون پارلمانی سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران، از جمله افراد حکومتی بود که روز والنتاین را در وب‌نوشت خود تبریک گفت. این تبریک با واکنشهای تندی روبرو شد.اکثر فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن . ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست
سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون اطاعت می کردند این میشه حرمت واقعی زن- ببینین دین مهر یعنی چی!!
« این بود آیین پارسی و آن نیز آیین تازی که بر دار کردند دوازده هزار کودک رومشکان را در قعر باخت نبرد.»

.
سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد

.
۱- شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی کـه قـلب مرکز احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی که شما از سوی معشوق خود طرد میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز می باشد.

ولنتاین چیست؟ تاریخچه آن -منبع:عاشقونه دات کام

۲- کیوپید(CUPID): کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از تیرهای این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق می شود. کـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی لغوی آن “آرزو ” است. کوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای کوپید در افسانه های یونانی اروس (EROS) نام دارد.

کیوپید(CUPID)

کیوپید(CUPID)

3- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند.

نمادهای ولنتاین

نمادهای ولنتاین

4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.

ولنتاین چیست؟ تاریخچه آن -منبع:عاشقونه دات کام

۵- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـکـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده که هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن می داد.

ولنتاین چیست؟ تاریخچه آن -منبع:عاشقونه دات کام

۶- گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است.

گره های عشق

گره های عشق

گره های عشق

گره های عشق

7- علامت”X”: این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است.
۸- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد که شوالیه ها هنـگـامیکه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت کرده و آن را به یادگار با خود میبردند.

ولنتاین چیست؟ تاریخچه آن -منبع:عاشقونه دات کامولنتاین چیست؟ تاریخچه آن -منبع:عاشقونه دات کامولنتاین چیست؟ تاریخچه آن -منبع:عاشقونه دات کام

ولنتاین چیست؟ تاریخچه آن -منبع:عاشقونه دات کام

سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد که ۸۵ درصد آنها توسط زنان خریداری میشود.
سالیانه ۵۰ میلیون گل رز و میلیونها جعبه شکلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود که اغلب آنها را مردان خریداری میکنند.
هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک ولنتاین، عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه کوچک.
برای جشن گرفتن این روز به یک کافی شاپ و یا برای صرف شام به یک رستوران دنج بروید.
رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است.
در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی که ولنتاین با افسانه در آمیخته است.
هویت ولنتاین مبهم است. در کل ۳ روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده که به آنها اشاره میکنیم.
جشنواره ای به نام LUPERCALIA که ۱۵ فوریه در رم باستان میان کافران متداول بوده است. لوپرکالیا جشن تطهیر و زمان خانه تکانی بوده است. در این جشن مشرکین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند گرگها قدردانی میکردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یک سگ و دو بز نر را قربانی کرده و از پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر کسی که میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران داوطلبانه برای شلاق خوردن صف میکشیدند. آنها اعتقاد داشتند که شلاق خوردن با تازیانه های ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میکند. همچنین در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه های عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر کدام یکی از این یادداشتها را از درون گلدانها بیرون کشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند. (نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن را ببینند!
کلیسای کاتولیک حداقل ۳ قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی کرده که هر سه در روز ۱۴ فوریه به شهادت رسیده اند.
ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که امپراطور CLADIUS دوم بر روم حکمرانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترک همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان بهتر، کاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام کرد. ولنتاین که این حکم را ناعادلانه و ظالمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که این عمل ولنتاین بر ملا گشت کلودیوس حکم اعدام وی را صادر کرد.
خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی هنگامی که در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد که دختر زندانبان وی بود. این دختر جوان زمانی که ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: “از طرف ولنتاین تو.” این عبارت کماکان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود.
ولنتاین در روز ۱۴ فوریه اعدام شد. تقریبا در سال ۲۶۹ پس از میلاد. به گرامیداشت وی کلیسایی در سال ۳۵۰ پس از میلاد بنا گردید که پیکر وی نیز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاک سپاری ولنتاین میباشد.
پاپ اعظم GLASIUS فردی بود که روز ۱۴ فوریه را، در سال ۴۹۸ پس از میلاد، روز ولنتاین (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین آیین کفرآمیز لوپرکالیا که مختص کافران بود کرد. وی در گلدانها عوض نام دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این کار به لوپرکالیا تقدس بخشید. در این آیین مرد و زن هر دو یک نام قدیس را از گلدان بیرون میکشیدند که میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را الگو قرار داده و در خود متجلی می ساختند.
روایت دیگر: در دوران کلادیوس مسیحیت به شدت سرکوب میشد. ولنتاین نه تنها کشیش و مبلغ مسیحیت بود بلکه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب کشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. کلادیوس پس از اینکه از این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند.
کهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوک اورلئان نگاشته شد. وی زمانی که در سال ۱۴۱۵ و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت.
روایت دیگر حاکی از آن است که ولنتاین یک مسیحی بوده که عاشق کودکان بوده. اما از آنجایی که وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما کودکان که به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر آمیزی مینوشتند. این کودکان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال ۱۴ فوریه ۲۶۹ پس از میلاد اعدام شد.
برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت میدهند. آنها اعتقاد داشتند که پرندگان در روز ۱۴ فوریه جفت خود را انتخاب میکنند.
برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو کشور فرانسه و انگلیس آغاز گردیده است.
ابتدا کارتهای تبریک ولنتاین را هر کس خودش تهیه میکرد اما از سال ۱۸۰۰ کارتهای تبریک ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این کارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس کارتهای تبریک چاپی جایگزین آنها گردید.
در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود که زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور کند. اعتقاد بر آن بود که با اولین مردی که در آن روز ببینند، ظرف یکسال ازدواج خواهند کرد. شکسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره کرده است.
در برخی کشورها رسم بر این است که مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست که زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید.
در زمانهای گذشته در ولز چنین مرسوم بود که در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یکدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و کلید و قفل کنده کاری شده بود. معنی این کنده کاریها چنین بود: “تو قلب مرا گشوده ای” یا “کلید دروازه قلب من دست توست.”
برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد. اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد کرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
کودکان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میکردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند.
اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند که باید به مردان شکلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همکاران مرد خود بویژه رییس خود شکلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به “روز سفید”(WHITE DAY) که تاریخ آن ۱۴ مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یک لباس زنانه سفید رنگ است.
در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میکنند تا کدبانوهای با کفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میکنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند.
بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس وسپس به آمریکا راه یافت و اکنون در تمام جهان جشن گرفته میشود .

+نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت22:1توسط محمد ... | |

ی پاکترین احساس

 به یادت آنقدر از اعماق وجود اشک خواهم ریخت

تا تو را دوباره ببینم و تو را باری دیگر در آغوش بکشم

 و باری دیگر دستان گرمت را بفشارم

و باهمان دستها صورتم را نوازش دهی....

+نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت5:30توسط محمد ... | |

بايد تو رو پيدا كنم ،شايد هنوزم دير نيست !
تو ساده دل كندي ولي "تقدير" بي تقصير نيست
با اينكه بي تاب مني بازم منو خط ميزني
بايد تورو پيدا كنم تو با خودت هم دشمني
كي با يه جمله مثل من ميتونه آرومت كنه؟
اون لحظه هاي آخر از رفتن پشيمونت كنه
دلگيرم از اين شهر سرد ،اين كوچه هاي بي عبور
وقتي به من فكر ميكني حس ميكنم از راه دور
آخر يه شب اين گريه ها سوي چشمامو ميبره !
عطرت داره از پيرهني كه جا گذاشتي ميپره !
بايد تورو پيدا كنم هر روز تنها تر نشي
راضي به با من بودنت حتي از اين كمتر نشي
پيدات كنم حتي اگه پروازم رو پر پر كني
محكم بگيرم دستت رو احساسم رو باور كني

+نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت5:18توسط محمد ... | |

+نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت1:14توسط محمد ... | |

آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟!

آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟!

منم بدم...حالا یا فرشته یا آدم...

+شایدم مرده....

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت3:30توسط محمد ... | |

بعد از اين عشق به هر عشق جهان مي خندم

هر که آرد سخن از عشق به آن مي خندم

روزي آن قدر دلم سوخت که خاکستر شد

بعد از اين سوز به سوز دگران مي خندم

خنده ئ تلخ من از گريه غم انگيزتر است

کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت2:30توسط محمد ... | |

  • امروز می خوام براتون یک مطلبی بنویسم که نه تنها توی دختربازی به دردتون می خوره بلکه توی همه ی زندگی تون هم کمکتون خواهد کرد. دلیل این که به فکر نوشتن این مطلب افتادم یکی از کامنت هایه اخیره. در ضمن خیلی ها تون هم بزرگترین مشکلتون برای دختربازی نداشتن اعتماد به نفس کافی و ترسه از کنف شدنه. شاید خودتون خوب بدونید باید چه کار کنید و چه جوری جلو برید ولی ترس از نه شنیدن و ضایع شدن به قوله ما جاهل ها اجازه نده برید جلو.

    اگر همیشه فکر می کنید یه جای کارتون اشکال داره، اگر تا دو نفر تو یه جمع می خندند، فکر می کنید که دارن به شما می خندند، اگر از جمع می ترسید، اگر از سراغ یه دختر رفتن می ترسید برای این که فکر می کنید ممکنه بهتون روی خوش نشون نده و حالتون رو بگیره، اگر موقع حرف زدن توی یه جمع صداتون می لرزه و اگر همیشه فکر می کنید همه دارن به شما نگاه می کنن و منتظرن اشتباه کنید تا مسخرتون کنن و هزار تا از این اگر های دیگه، مطلب امروز ماله شماست.

    اینم بگم بحثه روانشناسی و از این داستان ها نمی کنیم این جا چون در درجه ی اول من صلاحیتشو ندارم و غیر از اون این جور بحث ها " از حوصله این بنده خارج است" (هه هه) من از تجربه های خودم براتون می نویسم ، بدرتون خورد استفاده کنید ، نخورد هم که هیچ چی.

    فرهنگ ایرانی ما یه جورایی باعث می شه که همه مون خجالتی و بی اعتماده به نفس بار بیایم. دلیلش هم خیلی سادست، ما اصولا ملت خایه مالی هستیم. خایه مالیه همه رو می کنیم ولی به خودمون که می رسه می خوایم جبرانش کنیم. به این کار ندارم که چرا ما ملت خایه مالی هستیم ، هر جند که خیلی دلایل منطقی و تاریخی ای پشتش هست ولی خودتون یه نگاه تویه خانواده ها تون بندازید (یا اگر جزو اون گروه معدود آدم های خوشبختی هستید که در یک خانواده ی خایه مال زندگی نمی کنید به خانواده ی اطرافیانتون نگاه بندازید)رفتار ها رو نگاه کنید پدر مادر ها انواع سخت گیری ها رو به بچه ها می کنن، خارشون رو می گان از بس تو همه چی شون دخالت می کنن و نمیذارن که روی پای خودشون بزرگ شن ولی نگاه کنید با همسایه یا فلان فامیل چه جوری رفتار می کنن، خایه ی همه شون رو تا بیخ می کنن تو حلقشون و از شما هم می خوان که همین رفتار رو داشته باشید. وقتی بچه بودید: "نادرجون بابا جان به آقای خرزاده سلام کردی بابا؟ بله قربان بچه ن دیگه!" بزرگتر هم که میشید این داستان به نوع دیگه ای ادامه پیدا می کنه و کلا ما اکثرا توی خانواده هامون فقط یاد می گیریم که چه طور قربون صدقه ی بقیه بریم و کوچیک و نوکر و چاکر همه باشیم.

    نتیجه ی همه این حرفا این که: از همون بچگی یاد می گیریم که ارزش دیگران از ارزش ما بیشتره و ما فقط باید همه ی عمرمون رو به راضی نگه داشتن بقیه بگذرونیم و مواظب باشیم که کاری بر خلافه میله هیچ کسی نکیم. این وسط آدم های غریبه از این اتفاقا سود می کنن. می ریم خرید، می بینیم فروشنده داره لطفه بیجا می کنه که جنسشو بندازه به ما ولی ما که رو مون نمی شه نخریم. یه وقت فروشنده ای که دیگه شاید هیچ وقت تو عمرمون نبینیمش ممکنه ازمون برنجه و این خیلی خیلی بده. چون ما زمین خورده ی همه هستیم. نتیجه، آشغالش رو می خریم و بعد میام خونه به قصه خوردن که این آشغال چی بود خریدم!

    معنی همه ی این ها این که نظر بقیه در مورد خودمون مهمتر می شه از نظر خودمون در مورد خودمون و مدام دنبال این هستیم که با ارزش مند بودن خودمون رو به خودمون ثابت کنیم و تنها راهی هم که برای این کار می دونیم، کسبه رضایت و حال دادن بی جا به بقیه س. این باعث می شه که آدم خیلی نسبت به خودش سخت بگیره و مدام مواظب رفتار و اعماله خودش باشه که مبادا جایی کسی خوشش نیاد از رفتار آدم یا مبادا کسی پیدا بشه که ما رو تایید نکنه. واسه همین ارزش نظر دیگران انقدر برامون زیاد میشه که دایم نگرانیم مبادا جایی سوتی بدیم، مبادا کسی مسخرمون کنه، مبادا اشتباه ه احمقانه ای کنیم و بقیه مسخرمون کنن، مبادا یه جا مطابقه میله بقیه رفتار نکنیم، مبادا فلان دختر به ما بگه "نه"!!!

    از چی می ترسید مردهای گنده؟! از یه نه ی دو حرفی! فرض دختره گفت نه! کسه عمش! (من رسم ندارم که بد دهنی بکنم ولی الان خیلی عصبانی تر از این حرفام که جلوی خودم رو بگیرم) جلوی بقاله کوچه اشتباه کردید و فکر کردید با شما داره حرفه می زنه و جواب دادید در حالی که با حسن آقا داشت حرف میزد و شما تا یه هفته ناراحت بودید که وای چه بد شد، چه قدر ضایع شدید. کس عمه ی بقاله محل. کونه لقه همه. چرا انقدر نظر دیگران باید براتون اهمیت داشته باشه. تا موقعی که شما در محدوده رفتار درست بودید به کسی ضرری نزید یا بد کسی رو نخواستید، هیچ ایرادی نداره که به خواسته های بقیه تن ندید. بگذارید هرچقدر می خوان ناراحت شن. ارزش شما به این نیست که بقیه در مورده شما چه فکری می کنن. نظر خودتونه که مهمه. اشتباه کردید جایی که کردید، مگه طرفه مقابل خداس و تا حالا اشتباه نکرده!؟ همه اشتباه می کنن.

    خلاصه ی کلام انقدر بی خود به نظر بقیه اهمیت ندید. اونا آزادن که هر طوره که می خوان راجع به شما فکر کنن و شما هم آزادید که هر طوری می خواید رفتار کنید. دیگران رو پیش از خودتون قرار ندید. بیشتر از خودتون تحویل نگیرید. شما مهم ترین آدم روی زمینید.

    بعد هم حالا فردا برنگردید کامنت بگذارید که این جوری همه ی دوستا مون رو از دست می دیم. اولا که نه ، ارزش دادن به خودتون به این معنی نیست که از اون وری قش کنید و به همه برینید. فقط کافیه بدونید که ارزش شما به اینکه بقیه راجع بهتون چی فکر می کنن بستگی نداره. این وسط صد در صد کسایی هستن که از این که شما بخواین به خودتون بیشتر اهمیت بدین و رفتارتون عوض شه ناراحت می شن و سعی می کنن نذارن شما تغییرکنید. این افراد به دو دسته تقسیم میشن: پدر مادر های عزیزی که دلشون می خواد بچه هاشون همیشه به اونها وابسته باشن و خلاصه افسار رو به این سادگی ها نمی خوان رها کنن، هر چه باشه شما خره اون هایید و باید هر کمبودی که تو زندگیشون داشتن جبران کنید. و اونها هم که خودشون بیچاره ها دچاره همین خود کوچک بینی هستن بتونن پیشه در و همسایه فخر بفروشن. دسته ی دوم دوستایی که به سو استفاده کردن از شما عادت کردن و اگر شما بخواید دیگه بهشون سواری ندید و فقط دوستشون باشید به سختی مقاومت می کنن.

    خودتون رو اول بگذارید بعد دیگران رو ، بعد برین یاد بگیرین که با دوستای واقعی تون به این که رفتین سراغه یه دختر و اون بهتون گفت نه بخندید. خیلی کیف داره باور کنید. عین خیالتون هم نباشه.
    باید یاد بگیرید.

    برین تو زندگی تون و تو بچه گی تون بگردید ببینید که کجا و چه چیزهای دیگه باعث شده که بخواید مدام به بقیه ثابت کنید که آدم دوست داشتنی و ارزشمندی هستید. اون بچه ی کوچولوی درونتون رو که نیاز به تایید بقیه داره که پیدا کردید، تر و خشکش کنید و دوستش بدارید برای چیزی که هست. بهش یاد بدید که موجود با ارزشیه و ارزشش به نظر هیچ کس بستگی نداره. کم کم بزرگش کنید و سعی کنید با اعتماد به نفس بارش بیارین.

    درس اول در اعتماد به نفس: ارزش شما به نظره دیگران بستگ
  • +نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت2:58توسط محمد ... | |

    آب جوجه: نام دیگر نخودگرمک! از غذاهای مورد علاقه آبادانیها در ایام سرما.


    اروندکنار: از شهرهای تابعه آبادان. دقیقا در دهانه اروند رود و در محل ورود اروند به خلیج فارس واقع شده.
    اسکرو: (screwdriver) پیچ گوشتی!

     
    الفی: نام قدیم میدان فرهنگ، البته هنوز به همین اسم مطرح است. فلکه ابتدای بریم.


    انکس: نام قدیم فرهنگسرای نفت واقع در فلکه الفی، اولین ساختمان خاور میانه که مجهز به دستگاههای تهویه مطبوع بود. هنوز در بین مردم به اسم انکس مشهور است.


    اوپاتان (o-pat-an): اولین نام آبادان در عهد باستان.به معنای جایی که در ان از آب پایداری میکنند.

     
    بریم: از محله های متعلق به شرکت نفت، در معنی اسم آن دوقول وجود دارد:1- از اسم خرمای بریم گرفته شده که در قدیم در این محل نخلستانهای وسیعش وجود داشته و 2- نام فردی ملقب به ابو ابراهیم بوده که در این محل با قبیله اش زندگی میکرده و بعدها بصورت بریم درآمده.

     
    بمبو: (bambo) شیرآب، کلمه ايست که از Pump House انگليسی گرفته شده.


    بوارده: از محله های متعلق به شرکت نفت. شامل بوارده شمالی و جنوبی. مشهور است که از کلمه ابوورده (پدر گل سرخ) که نام شیخی بوده که با قبیله اش در آن محل زندگی میکرده گرفته شده است.

     
    بهمنشیر: نام رودخانه ای و نام محله ای درآبادان که شامل تانکی یک و تانکی دو میشود.

     

    بوی روم: (اتاق پسر) بخشی از منازل شرکتی که معمولا شامل یک اتاق با سرویسهای بهداشتی مختصر و آشپزخانه است. در زمان انگلیسسها این اتاقها متعلق به مستخدمین هندی آنها بوده که توسط انگلیسیها بوی نامیده می شده اند.


    پاس: مجوز ورود به پالایشگاه یا باشگاههای ان. در قدیم برای ورود به سرویسهای نقلیه هم بکار برده میشده.


    پاکوره: نوعی غذای آبادانی هندی الاصلو در نتیجه تند!
    تانک فارم: (مزرعه مخازن) منطقه ای نزدیک کوی ذوالفقاری که مجموعه بسیار بزرگی از مخازن نفتی است و بعد از جنگ از آن استفاده خاصی نمیشود.

     
    تانکی ابوالحسن: نام محلی ومیدانی در آبادان. اسم ابولحسن را نمیدانم به چه علت بر رویش گذاشته اند و اینکه این ابوالحسن کی بوده.


    تيسه: (teise) يك كلمه با معانی بسيار! در قديم به گشتن كودكان در جويها برای يافتن اشيای بی ارزش می‌گفته‌اند و امروزه به ناخنك زدن و بلند كردن اشيا بصورت نيمه شوخی نيمه جدي!

     
    جالی:(jail) توری فلزی برای محافظت دیوارها و همچنین پوشاندن پنجره ها.


    جزیره الخضر: نام آبادان در نوشته های دوره اسلامی.


    دریاقلی: پیرمرد آهن فروشی که در انتهای کوی ذوالفقاری زندگی میکرد و با فداکاریش باعث شد که آبادان به دست عراقیها سقوط نکند.


    دیری: خرمای خشک.


    رامسید(ramseid): حرکت کردن وسیله نقلیه درجهت خلاف مسیر قانونیwrong-side))


    رنگینک: نوعی شیرینی که با خرما و آرد و روغن و ... درست میشود.


    سده:(sadde) نام محله ای در آبادان.


    سلج:(selej) از روستاهای چسبیده به آبادان که الان جزئی از شهر به حساب میاد و پشت رودخانه بهمنشیر واقع شده. شامل سلج شرقی و غربی. اسم سلج میتونه از Sludge به معنی گل و لای گرفته شده باشه.


    سلويج: (salvij) ،به معنای انبار وسايل اسقاطی و غيرقابل مصرف. از کلمه Salvage به همين معنی مشتق شده.


    سمبوسه: (samboose) نام غذایی آبادانی معمولا مثلثی شکل! شمل مخلفاتی مانند سیب زمینی و سبزیهای معطر و ... پیچانده شده در درون نان نازک و سرخ شده درون روغن.

     

    جالي جالي بستم = نام بازي
    چپه = كنايه از اينكه كسي را له و لورده كردن
    چار ميخه = كنايه از اينكه دست و پاي كسي را بستن .
    چرخك = قرقره
    چپكي = بيراهه
    چك و چول = كثيف
    چارلي بازي = دلقك بازي
    چالو = روشن
    چمري = ابتداي خارك كه كوچك و كمي سبز رنگ و نرم
    چيتي = كوپن نفت كه به كارگرهاي شركت نفت ميداند
    چهار گران = زمين بازي
    چراغ ليت = چراغ دستي
    چپك = دست زدن
    چش بندو = نام بازي بچه ها(قایم باشک)
    حبانه = ظرف سفالي براي آبخوردن ( كلمن )
    حل حله گرگه چنبري = بازي دخترانه
    حشو = سبزي ماهي با كليه ملخفاتش
    خراطي = نوعي خوردني زردرنگ كه از درخت خرما درست مي كردند
    خاكسون = قبرستان
    خسرو چينوي = فردی که قیافه ای شبیه به چینی ها داشته!
    خنجر بالي = آب نباتي كه بشكل خنجردرست ميكردن
    خاك مكينه = خاكي كه از آن براي پاك كردن ظروف استفاده ميكردند مثل تايد يا مايع ظرفشويي
    خرما چپون = كنايه از فشرده
    خدا رو کولت: اصطلاحی است با معانی بسیار از جمله: دمت گرمه، خدا خیرت بده، کارت درسته و ... . بستگی به لحن و مکان گفتن جمله داره!
    درام = بشكه
    ديري فارم = نام باغ گاو داري شركت نفت نزديك جزيره مينو
    ديري = رتب خشك شده
    دال عدس = نوعي غذا
    دي گل = چاپلوس
    رون شوز(ربن شوز) = پوتين
    رشاد = شاهي ( سبزي)
    رجستر (لجستر ) = شماره كارمندي
    رشن = جايي كه كارگرهاي شركت نفت ميرفتن خواربار ميگرفتن
    سيب گلابي = مايعيي شيريني مخلوط (جوهر و شكر و آب جوش ميدادند برنگ قرمز) بعد يك چوب فرو

    ميكردن تو سيب و سيب گلاب را در اين مايع آغشته ميكردن تا رنگ بگيره مثل آب نبات بشه
    سيكل = دوچرخه
    سنتراستور = فروشگاه مركزي كه تمام اجناس فروشگاههاي شركت نفت در آن نگهداري ميشد
    سر تا سر = یک نوع شیرینی که بصورت مارپیچ در سینی ریخته میشده و هر کس با 2 ریال تا آنجایی که میتونسته و شیرینی تکه نمیشده میتونسته شیرینی برداره.
    سي ده (see the) = مستقيم
    سي برنج = نام يكي از قسمتهاي پالايشگاه
    سبخي = جايي كه تمام وسايل از رده خارج را در آن نگه داري ميكردند و همچنین به معنای جای بیابان مانند.
    سپرتاس = ظرفي سه تكيه كه بوسيله يك دسته به هم وصل ميشد (ناهار بري)
    شيرشكر = شيرعسلي
    شكر چيان = جايي كه بستني سنتي درست ميكرد اصطلاح امروزه تريا
    صبور (soboor)= ماهي كه در تنور ميذارن
    طياره = بادكنك ( با كاغذ و سريشم ) و همچنین هواپیما
    عصوم = كفگير
    فيت = سايز
    قماره(Ghomare) = دكه
    كرات(korrat) = تره ( سبزي)
    كواتر شد = يعني استراحت پزشكي
    كانتين = رستوران پالايشگاه
    كركاب = صندل زنانه (كه از چوب و دو بند چرمي ساخته مي شد)
    گردو شكستم = بازي دخترانه
    گيلاس = ليوان آبخور
    گاري = وسيله بازي كه با تخته و بربرنگ درست ميكردند بازي تابستانه بوده
    گاو –گوساله – فنگل – پنير = بازي با كشيدن يك مربع وچهار گوش آن سنگ ميگذاشتند
    گران شاپوري = استوديو
    گريپ پاژ = يعني پيچوندش
    گلوپ = باشگاه
    لمر = شن
    منهول(men hol) = فاضل آب
    ماه عسل = مخلوط خرما و شيره و كنجد
    محمد بستني = اسم یک بستني فروش دوره گرد
    ممدشیطون=اسم پلیسی با سبیلهای تاب داده بزرگ در آبادان قدیم

    مانكور= لاك
    متروپل = نام سينما
    ميلك بار = نام تريا در الفي بريم
    نيم دري = پنجره
    نقل پيرزن = ذرت بو داده
    ني همبون(نی انبان) = ساز محلي ( بندري)
    نخلك = نام یک باشگاه
    نايت كلاب = نام یک باشگاه
    واير = كابل برق
    وارد ماستر = مسئول بخش بيمارستان
    هوك = تكه اي كه از آهن بشكل نعل بود و در حلقه در براي قفل كردن استفاده ميشد
    هوبيو = بازي پسرها درتابستان با يك تكه چوب كوچك و يك تكه چوب بزرگ بود و گفتن كلمه
    هي دو = تاب بازی کردن
    هاستل (hostel) = مهمانسرا
    هزاريا = نام محله شركتي كارگري
    هلنديا = نام محله شركتي كارگري
    هفيز = دفتر يا آفيس

    هفت حوض = نام محله اي در احمد آباد خيابان شير و خورشيد
    يك دو يك دو ترمز = نام بازي دخترانه ۳

    سنج و دمام: موسیقی محلی آبادان و بوشهر که بیشتر در عزاداریها نواخته میشود. 
    سوگ العریان: (بازار لخت) نام قدیم بازار ایستگاه 7 بهار. ظاهرا بدلیل ساده بودن به این اسم معروف بوده.
    سيجاره: سيگار با تلفظ عربی!
    سیکلین: [sik(h)-Lane] (محله سیکها) نام محلی در آبادان که سابقا در آن هندیها زندگی میکرده اند. سابقا در این محل معابد سیکها وجود داشته.
    شطیط: (shoteit) از روستاهای عرب نشین آبادان.
    عبادان: رسم الخط رسمی نگارش کلمه آبادان تا انتهای دوره قاجار.
    فیدوس: نام آژیری که سابقا برای بیدار کردن و آماده به کار شده مردم توسط پالایشگاه نواخته میشده و صدای آن در کل شهر شنیده میشده.
    فیه: (fai'ie) محله ای در آبادان بعد از ایستگاه ۱۲ بهار. امروزه بعلت وجود دانشگاه آزاد و دبیرستان تیزهوشان از مراکز علمی به حساب میاد!
    قلیه ماهی: نوعی خورش که با ماهی و تمر هندی و فلفل فراوان تهیه میشود.
    قولو: از کلمه و اسم غلام گرفته شده. امروزه به آدمی که ادعای داش مشتی بودن و لات جوانمرد! بودن داره گفته ميشه.
    کا: مخفف کاکا يا همان برادر خودمون.
    کفیشه: (kofeishe)از کافی شاپ گرفته شده. نام محلی در آبادان که پاتوق کارگران شرکت نفت و محل تفریح آنان بوده.
    کواتر شلی: (kuater sholi) خانه های خشتی و گلی. نام محله ای در قدیم متعلق به کارگران شرکت نفت.
    گرید: امتیاز. ترفیع اداری در شرکت نفت.
    گیت: دروازه بویژه، دروازه های پالایشگاه.
    گیس: (gase)گاز
    طیب : نام میدانی در آبادان. از اسم حاج طیب گرفته شده که ظاهرا در ایام ملی شدن نفت از بزن بهادرهای آبادان بوده!
    لامسی: (lamsi) نام محله ای در آبادان نزدیک درمانگاه اقبال.
    لب لبو: برخلاف ظاهرش این هم یکی دیگر از اسامی نخود گرمک است.
    لین: (lein) از همان Lane انگلیسی به معنای کوی و کوچه گرفته شده. خیابانهای احمدآباد را با کلمه لین میشناسند شمامل لین یک تا پانزده.
    مصطفی ریش: از بزن بهادرها و لوطیهای قدیم آبادان. وی هنوز زنده و در آبادان ساکن است.
    منیوحی(manioohi): نام یکی از روستاههای عرب نشین آبادان.
    ولک: (volek) به معنای پسر بچه. از اصطلاحات رايج بين آبادانيها
    آمو (عامو) = عمو
    ارسي (Orsi)= كفش
    اروسیه (عروسیه)= اسم محلی در آبادان. سابقا در این محل کمپA روسیه وجود داشته (در زمان جنگ جهانی دوم) و به تدریج به این صورت درآمده.
    اسپكتور = سرشيفت حراست كه با موتورسيكلت سه چرخه گشت ميزد
    اسبيتال = بيمارستان شركت نفت
    اشكل كيلي = بازي پسرانه
    او داغك = اشكنه
    اوستور = فروشگاه
    ايزگاه = ايستگاه
    بتل(Botol) = حشره سیاهرنگ و دارای قابلیت پرواز است که اسم فارسی آن سرگین غلطان یا بوم غلطون است.
    بشوش(Bashoosh) = اردك
    بش موش(Besh moosh) = شيريني گرد و رنگي عربی
    بلکم(Bolkom) = آدم وراج و پررو
    بلم(Balam) = قايق
    بنج(Benj) = تانكي

    بنگله(Bangele) = منازه بريم
    بوكسري = مدل مو براي آقايان
    بوچ = چوب پنبه برنگ كرم كه بعنوان سر شيشه استفاده ميشد.
    بوشش كن = در اصطلاح رانندگي رانده هاي شركت نفت ميگفتن بوشش كن (دنده آزاد كن )
    بهلرسوت(Behlar soot) = لباس كار ظاهرا از کلمه Boiler Suit گرفته شده.
    بيش لمبو (Bish lambo)= يه نوع جانور مثل ماهي ريز كه در جوي بود.
    بيريك = ترمز
    بي اس لمبر = شماره كارگري
    پلاس = انبر دست (گاز انبر)

    پليت باز = بازي با سر نوشابه و سنگ
    پريمس (پريموس) = وسيله اي كه براي پخت غذا استفاده ميشد ( گاز پيك نيكي )
    پایدان = ركاب دو چرخه چرخ
    پمپوس يا پمپوز = پمپ استيشن
    پليت =فلز یا قطعات فلزی
    پاسورك = بادام
    پاكريا = نام استخر كارمندي تانكي دو
    پين = سوزن ته گرد
    پيپ = شيلنگ آب
    تماته = گوجه
    تكنيكال = دانشكده نفت
    ترنينگ = كارآموزي
    تيمپو = ضرب موسيقی
    تكه بازي = نام بازي بود كه دخترها بازي ميكردن ( لي لي )
    جفت كردن = يعني طرف از ترس جا زد
    جاشو = كارگر كشتي (ملوان)
    جام = شيشه
    جسر = پل بهمنشير
    جورج يوناني = نام عكاسي كه ارمني بود
    جالي = فنس

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت15:21توسط محمد ... | |

    شعار Emoها :::::::::::---LOVE-LIFE-BEAD-...

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت15:13توسط محمد ... | |

    بعضی ها ..بعضی ها رو دوست دارن .. منم یکی رو دوست دارم .. اونم میگه دوستم داره .. میگه تمام زندگیمی تو .. ولی فکر نکنم راست بگه ... آخه از رفتارش معلومه یکی دیگه رو هم دوست داره .. ولی میگه من کسی رو به جز تو دوست ندارم... می گم اگه کسی رو دوست داری بهم بگو .. من میکشم کنار .... میگه ساکت شو .. هه.. راستشو بخواین دوست ندارم ترکم کنه یا ترکش کنم .. میخوام با هم باشیم واسه همیشه .. می گم دوست دارم .. میگه مرسی .. ولی تو این مرسی خیلی حرفا هست که نمیگه .. فکر میکنه من شوخی میکنم ... زیاد نوشتن رو دوست ندارم .. این بار هم فقط به خاطر همین عشقم نوشتم ......

    دوست دارم

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:42توسط محمد ... | |

     

    بیچاره ما امو ها کی گفته ما خشنیم؟ 

    ماها به جز یه قلبی که توش پر از حسرتو عشقه هیچی دیگه نداریم ما خشن نیسیم ما شیطان پرست نیستیم

    مقدمه:

    ریشه ی کلمه ی امو از احساس گرفته شده و و کلا اموها احساسو یه چیزه مقدس می دونن بهش احترام می ذارن و زندگیشونو بر پایه ی اون می دونن ...

    تاریخچه :

    این حزب خیلی نو پاس و یه دو سه سالیه که عام شده ولی خیلی مورد استقبال قرار گرفته .

     کلا امو یه سبک موسیقی و از ریشه ی راک هستش که هم آرتیستاش و هم هواداراش یه سری عقاید و تیپ ظاهریه مربوط به خودشونو دارن . موسس این حزب alex evans هست یه پسر ۱۷ ساله ی کانادایی که تو شهر Montreal زندگی می کنه عکسه الکس رو هم می تونین زیر ببینین الان جمعیت  اموها بالای ۱۵۰۰۰۰ هزار نفره.

     

    نماد امو یه قلبه دوخته شدس و در کل رنگهای صورتی ( دختران امو ) قرمز  مشکی و بنفش از رنگ های اصلی شه  .

    در کل شاخصه ی اصلی اموها  زجر دادن به خودشون و فکر کردن همیشگی به خود کشیه .

    اموها کلا از معصومیت خوششون میاد و به فکره گناه نیستن و راستگوییو خیلی دوس دارن و یکی از مهمترین خصوصیاتشونه حتی alex evans سرکرده ی اموها گفته که من هیچ وقت آهنگو دانلود نمی کنم . اموها بی آزارن و در کل خودشونو از دنیا دور نگه میدارن و از خیلی حزبای کثیفه دیگه مثله شیطون پرست ها و سینها بهترن . ولی تنها عیبه اون ها فکر به خودکشی و در بعضی موارد اقدام به اونه{فراموش نکنین که خوده منم یه امو هستم و میتونم بهتون اطمینان بدم که این مطالب درسته}

     

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:41توسط محمد ... | |

    ای کاش زندگی را بازگشتی بود.

    من زندگی ام را قمار کرده ام...قماری که برنده نداشت.

    و امروز میدانم که زندگی برگشت پذیر نیست...

    مدتی است که حتی خاطراتم را به فراموشی سپرده ام ..

    خاطراتی که همچون تصویری مه آلود می نمایند...

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:39توسط محمد ... | |

    در سکوت مبهم .. در تاریکی شب .. به انتهای تنهایی میرسم..

    آواره ای که چنان غرق در افکار تنهایی خویش بوده و هست ..

    که نمی داند در این روزگار غریب به چه کسی باید اعتماد کرد ..

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:37توسط محمد ... | |

    پسر و پدری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید: آآآی ی ی !!
    صدایی از دوردست آمد: آآآی ی ی!!

    پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟
    پاسخ شنید: کی هستی؟

    پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!
    باز پاسخ شنید: ترسو!

    پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟

    پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!!ا
    صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!ا

    پسرک باز بیشتر تعجب کرد. پدر توضیح داد: مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است.

    هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب می دهد

    اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتماً به دست خواهی آورد

    هر چیزی را که بخواهی ، زندگی همان را به تو خواهد داد

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:36توسط محمد ... | |

    If you love someone,
    Set her free....
    If she ever comes back, she's yours,
    If she doesn't, here's the poison, suicide yourself for her.
    شکسپير:
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره ،اگه برگشت كه مال توئه

    اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!

    Optimist:
    If you love someone,
    Set her free....
    Don't worry, she will come back.
    خوشبين
    :
    اگه عاشقه كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره....نگران نباش، حتماً بر مي گرده


    Suspicious:
    If you love someone,
    Set her free....
    If she ever comes back, ask her why.
    شکاک:
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره....اگه برگشت، ازش بپرس چرا


    Impatient:
    If you love someone,
    Set her free....
    If she doesn't come back within some time forget her.
    ناشکيبا
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه تو يه مدتي برنگشت، فراموشش کن


    Patient:
    If you love someoe,
    Set her free....
    If she doesn't come back, continue to wait until she comes back.
    صبور:
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برنگشت، اونقدر صبر کن تا برگرده


    Playful:
    If you love someone,
    Set  free....
    If she comes back, and if you love her still,
    خوشگذران:
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...وقتي برگشت، اگه هنوز عاشقش هستي،دوباره ولش کن برهدوباره
    ....

    Animal-Rights Activist:
    If you love someone,
    Set her free…
    In fact, all living creatures deserve to be free!!
    فعال دفاع از حقوق حيوانات
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن


    Lawyers:
    If you love someone,
    Set her free…
    Clause 1a of Paragraph 13a-1 in the second
    Amendment of the Matrimonial Freedom Act clearly states that....
    وکلا:
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از قانون آزادي ازدواج'' به طور صريح مي گويد که
    ... .

    Bill Gates:
    If you love someone,
    Set her free…
    If she comes back, I think we can charge her for But tell her that she's also going to get an upgrade.
    بيل گيتس
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برگشت، من فکر مي کنم که مي تونيم براي نصب مجددش يه هزينه هايي رو پرداخت کنيم.البته بهش بگو که بايد خودشو بهتر کنه

    Biologist:
    If you love someone,
    Set her free…
    She'll evolve.
    زيست شناس:
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...حتما'' متحول مي شه
    !

    Statisticians:
    If you love someone,
    Set her free …
    If she loves you, the probability of her coming back is high
    If she doesn't, the Weibull distribution and your relation were improbable anyway.
    آمارشناسان
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه اونم عاشق تو باشه، احتمال بازگشتش زياده،

    اگر عاشق تو نباشه، به هر حال توزيع Weibull و رابطه شما غير محتمله!

    Salesman:
    If you love someone,
    Set her free....
    If she ever comes back, deal!
    If she doesn't, so what! ''NEXT''.
    فروشنده
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برگشت، قرارداد ببند، اگه برنگشت، چه خوب، ''بعدي
    !''

    Schwarzenegger's fans:
    If you love someone,
    Set her free …
    SHE'LL BE BACK!
    طرفداران آرنولد
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...حتماً بر مي گرده
    ''

    Insurance agent:
    If you love someone,
    Show her the plan....
    If she ever comes back, sign her up,
    If she doesn't, keep follow up with her and never give up!
    نماينده بيمه
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش برنامه رو نشون بده، اگه برگشت، ثبت نامش کن،اگه برنگشت، پي گيرش شو و هيچ وقت بي خيال نشو


    Physician:
    If you love someone,
    Set her free....
    If she ever comes back, it's the law of gravity,
    If she doesn't, either there's friction higher than the force or the angle of collision between two objects did not synchronize at the right angle.
    فيزيکدان
    :
    اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برگشت، اين قانون جاذبه است

    اگه برنگشت، يا مقدار اصطکاک بيشتر از نيروي جاذبه است، يا زاويه برخورد بين دو جسم در زاويه مناسب تنظيم نشده.

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:34توسط محمد ... | |

     

    شاید بعد از اون ماجرا خیلی ها یه فکر دیگه میکردن راجب دوستشون..

    ولی اون پسر یکم فکر کرد .. و دید که حالا خیلی بیشتر اون دختر رو دوست داره ..

    نمیدونین چرا ؟؟ منم نمیدونم ... یه حس خاصیه ... که فقط همون پسر میفهمه....

    شاید به خاطر این بود که پسر خیلی دختررو دوست داشت .........

    حالا هم اون پسر میخواد همون ماجرا رو فراموش کنه ..........

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:30توسط محمد ... | |

    اینو خودم دارم مینویسم و از جایی کپی نگرفتم ..

    از خدا ممنونم که یه کاری کرد که من بازم بیشتر به خودم اطمینان داشته باشم

    یه پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت ..

    دختر به پسر میگفت خیلی دوست دارم .. پسر اوایل قبول میکرد و میگفت منم همین طور ..

    چند وقتی خلاصه گذشت و همین طور اون پسر به دختر علاقه داشت ..

    ولی دختر رفتارش تغییرکرده بود ... یه جوری دیگه اون پسر براش اهمیت نداشت..

    پسر فهمیده بود ولی بازم به روی دختر نمی آورد ...

    تا اینکه چند وقتی گذشت و پسر ناراحت شده بود از کارای دختره ..

    یه شبی این دوتا دوست تا مرز بهم زدن رفتن .. ولی از اونجایی که اون پسر

    خیلی دختررو دوست داشت باز یه کاری کرد که آشتی کنن ..

    پسره به دختره گفت که چرا ناراحته .. دختره هم یه جریانی رو تعریف کرد واسه پسره ..

    جریان یه پسر دیگه بود .. هه

    پسر میدونست پای یه نفر یگه در میونه .. ولی دختر میگفت نه .. تا این که این جریان رو

    تعریف کرد و ماجرا رو شد ..

    پسر هم قبول کرد .. سعی کرد ناراحت نشه.. فعلا هم این دو تا دوست با هم خوبن و میگن

    هم دیگرو دوست دارن ...

    +نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت14:27توسط محمد ... | |

    به برنامه‌های رایانه‌ای که به منظور تخریب و یا سوء‌استفاده از ساختار یک رایانه نوشته بشود ویروس رایانه‌ای می‌گویند.

    ویروس رایانه ای عبارتی است برای یک برنامه ناخواسته مخرب که میتواند روی رایانه ها منتشر و اجرا گردد. معمولاً ویروسها توسط برنامه نویسان برای مقاصد گوناگون نوشته می شوند. اهدافی چون شهرت، انتقام، ایجاد خسارت، و یا اهداف اقتصادی میتوانند باعث ایجاد انگیزه در نوشتن ویروس کامپیوتری شوند. برخی از ویروسها بسیار مخرب هستند و برخی تنها جنبه تبلیغاتی دارند.

    علت نامگزاری این برنامه ها به ویروس به دلیل شباهت نحوه فعالیت آنها با ویروس ها در دنیای حقیقی است. ویروس رایانه‌ای را می‌توان برنامه‌ای تعریف نمود كه می‌تواند خودش را با استفاده از یك میزبان تكثیر نماید. بنابراین تعریف اگر برنامه‌ای وجود داشته باشد كه دارای آثار تخریبی باشد ولی امكان تكثیر نداشته باشد، نمی‌توان آن را ویروس نامید.

    معمولاً كاربران كامپیوتر به ویژه آنهایی كه اطلاعات تخصصی كمتری درباره كامپیوتر دارند، ویروس‌ها را برنامه‌هایی هوشمند و خطرناك می‌دانند كه خود به خود اجرا و تكثیر شده و آثار تخریبی زیادی دارند كه باعث از دست رفتن اطلاعات و گاه خراب شدن كامپیوتر می‌گردند در حالیكه طبق آمار تنها پنج درصد ویروس‌ها دارای آثار تخریبی بوده و بقیه صرفاً تكثیر می‌شوند. بنابراین ویروس‌های رایانه‌ای از جنس برنامه‌های معمولی هستند كه توسط ویروس‌نویسان نوشته شده و سپس به طور ناگهانی توسط یك فایل اجرایی و یا جا گرفتن در ناحیه سیستمی دیسك، فایل‌ها و یا كامپیوترهای دیگر را آلوده می‌كنند. در این حال پس از اجرای فایل آلوده به ویروس و یا دسترسی به یك دیسك آلوده توسط كاربر دوم، ویروس به صورت مخفی نسخه‌ای از خودش را تولید كرده و به برنامه‌های دیگر می‌چسباند و به این ترتیب داستان زندگی ویروس آغاز می‌شود و هر یك از برنامه‌ها و یا دیسك‌های حاوی ویروس، پس از انتقال به كامپیوترهای دیگر باعث تكثیر نسخه‌هایی از ویروس و آلوده شدن دیگر فایل‌ها و دیسك‌ها می‌شوند. بنابراين پس از اندك زمانی در كامپیوترهای موجود در یك كشور و یا حتی در سراسر دنیا منتشر می‌شوند. از آنجا كه ویروس‌ها به طور مخفیانه عمل می‌كنند، تا زمانی كه كشف نشده و امكان پاكسازی آنها فراهم نگردیده باشد، برنامه‌های بسیاری را آلوده می‌كنند و از این رو یافتن سازنده و یا منشاء اصلی ویروس مشكل است.

    ویروس‌های رایانه‌ای

  • امضای ویروس (رایانه)
  • +نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت6:35توسط محمد ... | |

     

     Akhe Rafte Oon Dige Nemiad

    Ta Abad Dele Man Toro Nemikhad

    Hala Man Moondam Bi Oon Tanha

    Asir Shodam Too Shahre Ghamha

     

    Hala Rafti Bi To Man Mimiram

    Gole Hasrato Vasat Michinam

    Taraneie Eshgho Vasat Mikhoonam

    Toro Nemikham

    Hala Rafti Bi To Man Mimiram

    Gole Hasrato Vasat Michinam

    Taraneie Eshgho Vasat Mikhoonam

    Toro Toro  Nemikham

     

    Age Bargardi Bemooni Pisham Bedoon dige Asiret Nemisham

    Dige Farghi Nadare Ba Kiam Bade To Ye Asheghe Khialiam

    Boro Dige Nemikhamet Man Toro

    Mikoshamet Man akhar

    Kenare Kase dige Bashi

    Boro divoone

     

    Khaterate Ba To Boodan Dige Vase Man Khiale

    Are Rahe Be To Boodan Dige Vase Man Ziade

    Ta Ba Paie Piade  Biam be Diare To

    Akhe Bichere Chi Baret konam

    Ki Yere To Mishe Bade Man

     Age Man  Nabasham mimiri To

    Migi Asheghami Hanooz Akhe chi Migi To

    Harchi Fekr mikardam Rajebet Eshtebah bood

    Man Doset Dashtam In eshtebam Bo0o0o0od

    Are Eshghe Ma Zood Che Az Gham Pashid

    Be Nafemoone Ke Door Az Ham Bashim

    Koja Boodi Oon Modat Ke Delam Sookhte Bood

    Akhe Chera Ba Man Boodi Delet sookhte Bood

     

    Boro Az Pishe Man Nemikham Toro

    Mikohsamet mizaramet kenar toro

    Dige Nemitoonam Tahamol Konam Boro

    Entezar Hei mikesham

     

    Midoonam  Nisti to alan Yade Man

    To Be Man nagoo Asheghami Khaheshan

    Nemitoonam Bekonam Ye  Lahze  Fekretam

    Dige Dele Man Nemikham

    Nemitoonam     Nemikesham      Nemikhamet

    Boro bezar Tanha Basham Bikhialesh

     

    Mikham Dad bezanam Begam Baby Bia To

     Heif Nemishe Nadide Gereft Kheili chizato

    Bade To Mian O Miran Kheili Kasaie Dige

    Namard Baz Mikardam Ma Root Hesabe Dige

    Too Saate Mokhtalef Akhe Bade Har Jaee

    Dige Nemikhamet Hata Bara Shabe Tanhaee

    Dige Nemikham Bebinam Man Hata Cheshmato

    Kase Dige Mikhabe Kenaram

    Shab Khabe Jaie To

    Midoonam Zendegit Sakht Mishe To Shoorooesh Bade Man

    Nagoo Hasele in jodaee Bood ghooroore Bade Man

    Dige toro Nemikhamet Kheili sholooghe Sare Man

    To Migi Asheghami Hanoozam 2rooghe Mage Na ?

     

    Boro Az Pishe Man Nemikham Toro

    Mikohsamet mizaramet kenar toro

    Dige Nemitoonam Tahamol Konam Boro

    Entezar Hei mikesham

     

    Midoonam  Nisti To Alan Yade Man

    To Be Man nagoo Asheghami Khaheshan

    Nemitoonam Bekonam Ye  Lahze  Fekretam

    Dige Delam Nemikhad

    Nemitoonam     Nemikesham      Nemikhamet

    Boro bezar Tanha Basham Bikhialesh

     

    Che Eshtabahi Bood Be To alaghe Dashtam

    Nadashtam Az aval Be To alaghe  Kash Man

    Gofti Man ajezam Ke Bi To Bezanam piade Ghadam

    Delbaram Bia Ke too Delam Gham Ziade

    Manam Tanhaie Tanha Manam Hamtaie Ghamha

    Man Omadam Vali Kam Eshghe to Oftade Az pa

    Shodam Rosvaie Mahtab Har Shab Ta Sahar Barat

    Vali Nafahmidi Vase To Hastam Ta Abad Kharab

    Az Avalin Rooz Naresid Be Dadam Eshghe To

    Faramooshet Kardam nayar Dige Be Yadam Esmeto

    Boro Be Yadam Tekie kon Be Divaro Gerie Kon

    Har Chand Dardo Dava Nemikone bimaro Gerie Khob

     

     

    Hame Khaterate khobe To Ba Man Toie Ghalbam Habse Abad Shod

    Ghasato    2rooghato    Va3 Chiiiiiiii Bavaram shod

    Vasam kheili Sakhte Bekham Del bekanam

    Az To O oon Ham e Khaterat begzaram

    Roozegar Marefat Nadasht Va3 Man

    Nemikhamet Toro dige Boro Az Pishe Man

     

    +نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت4:25توسط محمد ... | |

    چقدر سخته تو چشماي کسي که قلبتو بهش دادي و به جاش يه زخم هميشگي به دلت داده ، زل بزني و به جاي اينکه لبريز از نفرت بشي حس کني هنوزم ديوونشي و دوستش داري چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده چقدر سخته که تو خيالاتت ساعت ها باهاش حرف بزني ولي وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي چقدر سخته که وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه تو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوستش داري . چقدر سخته گل آرزوهاتو توباغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و اون وقت آروم زير لب بگي : گل من باغچه نو مبارك

    +نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت4:48توسط محمد ... | |

    پسربه دخترگفت:دوستم داري؟!اشک ازچشماي دخترجاري شد،مي خواست بره که پسردستشوگرفت واشکاشوپاک کردوگفت:اگه دوستم نداري اشکال نداره مهم اينه که من دوستت دارم وطاقت ديدن اشکاتوندارم...دخترسرشوپايين انداخت و گفت :ميدوني چيه؟من دوستت ندارم.من...من بدجوري عاشقت شدم.پسردستاي دخترورها کردوباقيافه اي غمگين ازدخترجداشد.دخترفريادزد:مگه دوستم نداري؟؟! چراداري ميري؟پسرجواب داد:چون دوستت دارم مي خوام تنهات بذارم. دخترگفت:فکر کنم شنيده باشي که مي گن عاشقی بد دردیه

     

    +نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت4:46توسط محمد ... | |

    اسرار روابط جنسي در خانواده هاي موفق

     

    ۱ - به طور متناوب مشغول باشید

    راز موفقیت زوج های خوشبخت این نیست که هر روز هفته با هم رابطه جنسی دارند ، زوج های موفق و خوشبخت بر اساس یک برنامه زمانی مشخص رابطه جنسی دارند.

    از سوی دیگر عدم برقراری رابطه ي جنسي در دراز مدت نیز به هیچ وجه قابل قبول نیست چرا که روابط جنسی، نزدیکی دو طرف را تقویت کرده و به آن ژرفا می بخشد.

    ترك آميزش جنسى با همسر براى بيش از چهار ماه جايز نيستودر اين ميان تفاوتى ندارد كه زن همسر دائم باشد يا همسر موقت.زوج هايي که از برقراری رابطه جنسی با یکدیگر خودداری می کنند، میان خود فاصله بسیار زیادی را به وجود می آورند و پس از چندی افراد غریبه در نظرشان بیش از شریک فعلی زندگی شان جذاب جلوه می کنند.همچنین دفعات منظم آميزش برای آقایون اهمیت فراوانی دارد. یکی از راههایی که می تواند دو نفر را نزدیک به هم نگه دارد این است که آن دو از نظر جنسی به هم نزدیک باشند. تنها راه رسیدن به نزدیکی و صمیمیت نیز همین مورد است. زمانی که مرد به تعداد دفعات منظم با همسر خود رابطه جنسي نداشته باشد، او حس رمانتیک بودن خود را از دست می دهد؛ پس از اندکی خانم نیز شور و حرارت جنسی خود را از دست می دهد و به همین منوال یک دور تسلسل به وجود می آورد. از سوی دیگر بد نیست که اجازه دهید یکی دو هفته بدون وجود سکس سپری شود، در حقیقت تعداد زیادی از زوج های موفق، یک بار در هفته این کار را انجام می دهند. نکته کلیدی این است که هر دو از این یک بار نهایت لذت را ببرند. اگر ارتباط شما به یک بار در ماه و یا کمتر از آن محدود می شود باید قدری کنجکاو شوید که چه مشكلي وجود دارد.

    2 - در طول روز هم یکدیگر را نوازش کنید

    یکی دیگر از دلایل موفقیت و خوشبختی برخی از زوج ها این است که گاه و بی گاه بدون اینکه هیچ دلیل خاصی وجود داشته باشد، یکدیگر را در آغوش می کشند، پاهایشان را به هم می زنند و برای مراحل اصلی تر خودشان را بیشتر آماده می کنند. " لمس کردن 5 مرحله مختلف دارد؛ یک زوج موفق باید حداقل 4 مرحله از آن را انجام دهد. بسیاری از زوج ها تنها دو نوع ارتباط لمسی دارند: یا هیچ چیز یا مقاربت، و زمانیکه این چنین باشد معمولا "هیچ چیز" بیشتر تکرار می شود." زمانی که یکدیگر را می بوسید یا پشت هم را می مالید، می توانید به راحتی اگر تمایلی به ادامه ارتباط نداشته باشید، آنرا متوقف کنید. کار دیگری که می توانید انجام دهید این است که با هم قرار بگذارید که اگر تمایلی به انجام آن ندارید دست های یکدیگر را بگیرید و فشار دهید. به این ترتیب رابطه شما طبیعی تر به نظر می رسد، چرا که یک نوع لمس کردن همراه می شود با نوع دیگر و می توانید تا آنجا که علاقه دارید به آن ادامه دهید. اگر بتوانید در طول روز از نظر فیزیکی با هم ارتباط برقرار کنید برای معاشقه اصلی آماده تر خواهید شد، همچنین با احتساب به این عمل در طول شب هایی که استرس دارید و یا خسته هستید (و یا هر دو) نزدیکی و صمیمیتتان را از دست نمیدهید.

    3 - در مورد آميزش خطاها را فراموش کنید و ببخشید

    شاید رابطه جنسی همواره خوشی های دیوانه کننده به شما ندهد، اما زوج هایی که این کار را انجام می دهند از مزایای احساسی و عاطفی آن بهرمند می شوند. چرا؟ شما در طول دوره های سخت زندگی همچنان دوشادوش یکدیگر می ایستید و این امر سبب می شود تا عشق شما تا ابد جاودانه شود. چه معاشقه اصلی را انجام دهید، چه فقط یکدیگر را در آغوش گرفته و نوازش کنید، شکاف ها و فواصل موجود به خودی خود ناپدید می شوند. اگر همسر خود را گاه و بی گاه در آغوش بگیرید و بدن او را لمس کنید او متوجه می شود که اگر چه ممکن است در مورد موضوع خاصی با هم، هم عقیده نباشید اما عشق مسئله دیگری است، همواره جای خود را دارد و این جر و بحث ها دلیلی برای کاهش دوست داشتن نیستند. این مطلب می تواند به طور کلی دیدگاه شما و شوهرتان را نسبت به زندگی تغییر دهد. خانمها و آقايان اگر بر سر مسائل کوچک و بی ارزش با هم اختلاف داريد ، اگرهر دو ديگر خسته شده ايد، با همسرتان قرار بگذاريد که اگر دفعه آینده بر سر مسائل جزئی نزاع در گرفت، همدیگر را ببوسید و همه چیز را تمام شده فرض کنید، مطمئن باشيد كه اين کار کوچک مي تواند تمام مشکلات زندگی شما را حل کند. پس در آغوش گرفتن و بوسیدن خیلی راحت تر از جلسات طولانی بحث و گفتگو میتواند مشکلاتتان را حل کند .

    4 - هیچ گاه برای مجازات از آميزش خودداری نکنید

    اخطار: "نشان دادن خشم و عصبانیت با خودداری از برقرای رابطه جنسی، زندگی شما را به نابودی می کشاند." چرا: نه تنها محبت و دوستی را از بین می برد، بلکه اگر زوجین در جنگ قدرت ها از آميزش به عنوان برگ برنده استفاده کنند، تنفر بسیار زیادی به وجو می آید و پس از مدتی دیگر هیچ یک از طرفین هیچ گونه تمایلی به برقراری رابطه جنسی با دیگری از خود نشان نمی دهد. بنابراین دفعه آینده که از همسر خود ناراحت شدید به جای غلط خوردن و دور شدن در او در تخت خواب، همه چیز را با گفتگو روشن کنید و در این راه از رابطه جنسی مایه نگذارید.

    5 - به دنبال آميزش هاي فراتر از تصور نباشید

     

    تصور کنید: شمع های روشن و تابان، ملافه های سفید رنگ ،...، معاشقه تحریک آمیز، رضایت شهوانی. در دنیای واقعی در اکثر موارد این اتفاق ها صورت نمی پذیرد. و زوج هایی که به دنبال خوشبختی هستند، هیچ گاه وقت خود را با این چیزها تلف نمی کنند. اگر شما صاحب دو فرزند هستید، دو نوع شغل مختلف دارید و این نوع آميزش را ماهی یکبار انجام می دهید، باید گفت که کارتان عالی است. چقدر عالی است؟ در میان زوج های موفق تقریبا چیزی بیشتر از 15% از معاشقه ها برای یکی یا هر دو نفر، در نهایت لذت بخش نخواهد بود. شاید این کار را با عجله انجام می دهند، از نظر فیزیکی راحت نیستند، و یا در آخر نمی توانند به حس رضایت دست پیدا کنند. همسرانی که از خود مطمئن هستند، می توانند به راحتی با این مسئله کنار بیایند، و اصلا تصور نمی کنند که حتما یک مشکل خاصی باید وجود داشته باشد، بلکه طرفی که خسته است و یا حال مناسبی ندارد به راحتی به فرد مقابل می گوید: "من خسته هستم و امشب نمی توانم؛ تو راحت باش و کار خودت را انجام بده ."

    6 - به هر حال باید گاهی "آميزش ویژه" داشته باشید

    در سالگردهای که دارید یک روز را نیز باید اختصاص دهید به "سالگرد رابطه جنسی." البته لازم نیست این کار را فقط به همین یک روز محدود کنید؛ اگر بتوانید در طول سال چند روز دیگر را نیز به همین منوال طی کنید، کار فوق العاده انجام داده و به زندگی مشترکتان کمک بی حد و حصری نموده اید. برخی خانواده ها از روی تبنلی و یا هر چیز دیگر ترجیح می دهند چنین نوع معاشقه ای را از زندگی خود حذف کنند. پوشیدن یک لباس خواب جدید به جای پیجامه های کهنه و نخ نما آنقدر ها هم که فکر می کنید، مشکل نیست. به همسر خود بگویید که هنوز هم به این موارد اهمیت می دهید. همانطور که می دانید تغییر ذائقه یک اصول کلیدی در موفقیت زندگی مشترک به شمار می رود. یکی از تحقیقات اخیر گویای این مطلب است که حس رضایت جنسی نشات گرفته از پر حرارت بودن طرفین در نظر دیگری است. یک فضای رمانتیک ایجا د کنید، و شور و هیجان لازم را به وجود آورید. بر روی ملافه های نو بخوابید (یا در خانه یا در هتل)، موقعیت های جدید را امتحان کنید، و هر کار دیگری که لازم است تا شما را از نظر ذهنی و جسمی تحریک کند، انجام دهید تا احساس کنید به وجود هم معتاد هستید. اگر می خواهید تا هورمون های شوهر خود تا آخرین حد ممکن ترشح شود یک قرار غیر منتظره برای او تعیین کنید و کارهای جدید را امتحان کنید.

    7 - حرکات نهایی محبت آمیر را نیز انجام دهید

    " ارتباط چشمی در اوج لذت "این لحظه آنقدر بی نظیر است که اگر بتوانید آنرا با شریک زندگیتان تقسیم کنید، صمیمیت موجود بین شما دو نفر دو چندان خواهد شد. باز نگه داشتن چشم ها در طول برقراری رابطه جنسی شما را شهوت انگیز تر نشان می دهد. زمانی که در حال نگاه کردن به همسرتان مي باشيد ،وي احساس آرامش پیدا می کند و فکر می کند كه به اندازه کافی جذاب مي باشد. این امر سبب می شود که با روی بازتری از شما استقبال کند .

    8 - باید بدانید هر چیز جای خود دارد

    یکی دیگر از مشکلات، تغییر مسیر است. باید بدانید چطور می توانید از مبحث پرداخت قسط ها و كرايه خانه بیرون بیایید و به مسائل جنسی بپردازید. زوج های موفق راههای بی شماری را برای فراموش کردن روزمرگی های زندگی می دانند. چگونه؟ يك راه ساده : "بیا با هم معاشقه کنیم"، ممکن است شوهرتان پس از اینکه بچه ها به خواب رفتند بر روی مبل راحتی دراز کشیده باشد و شما را هم دعوت کند تا در کنار او بنشیند، یا شما شروع به نوازش کردن او کنید، یا خیلی راحت بگویید: امشب تلویزیون برنامه جالبی نداره، چطوری وقتمان را بگذرانیم؟

    9 - با هم بازی و شوخی کنید

    مطمئنا در مواقع ضروری زوج های موفق کاملا جدی ظاهر می شوند، اما خنده و شوخی گاه گاهی ضرورت پیدا می کند. این شوخی ها می توانند پیش زمینه خوبی برای شروع معاشقه محسوب شوند. با هم خندیدن میتواند نشانه خوبی از صمیمیت باشد، این امر نشان می دهد که شما دو نفر به راحتی می توانید با هم ارتباط برقرار کنید و یکدیگر را درک می کنید. در حقیقت یکی دیگر از راههای نمایش ناز و عشوه همین مسخره بازی ها و شوخی هاست. با همسرتان از ردو بدل کردن کارت های تبریک واقعا لذت ببريد.

     10 - سرعت هم چیز بدی نیست

    سرعت در برقراری رابطه جنسی چیر بدی نیست چرا که به اندازه کافی سودمند است. تا ابد برای آميزش وقت نيست ، آميزش شدید هیچ گاه راه گشای تمام مشکلات نیست. همه چیز آميزش نیست اما زمانی که نتوانید با موفقیت از پس آن برایید مشکلاتی در سایر زمینه های زندگی برایتان ایجاد می شود که حل آنها بدون رنج و مشقت نخواهد بود. زوج هایی که از نظر جنسی به هم وابسته هستند با هم مهربانتر برخورد می کنند، به آسانی از اشتباهات یکدیگر می گذرند، رمانتیک تر هستند، کمتر تنها و ناراحت می مانند، و درگیری چندانی با هم ندارند. این اتصال میتواند برای همیشه آنها را با موفقیت و خوشبختی کامل در کنار هم متصل نگه دارد.

    نكته : " همه چیز صرفا به آميزش ارتباط پیدا نمی کند، و فقط باید کاری کنید تا احساس نزدیکی بیشتری نسبت به همسرتان پیدا کنید."

    +نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت7:7توسط محمد ... | |

    داروی معجزه آفرین برای ترمیم پرده بکارت دختران ابداع شد.

    منبع پايگاه پزشكان بدون مرز

    کافی است زنانی که اصطلاحا پرده بکارت خود را از دست داده اند، نیم ساعت قبل از رابطه جنسی در شب عروسی، این دارو را به صورت شیاف استعمال کنند تا اثرات معجزه آفرین آن را ببینند. این شیاف، در دمای درونی بدن، پوسته ژلاتینی خود را پاره می کند و محتوی آن به صورت مایع قرمز رنگی از واژن خارج می شود.

    به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از  مجله پزشکی آکادمی “اوترخت”  ، ”اینه که فان سومرن”  ، متخصص بیماری های زنا ن در آدکامی پزشکی در شهراوترخت (هلند) سازنده این دارو است. و در گفتگو با مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” می گوید : “در سال حدود ۲۰نفر به من مراجعه می کنند که خواهان ترمیم پرده بکارت خود هستند. همکاران من در سایر شهرها نیز مراجعین زیادی دارند. متناسب با این که وضعیت مراجعین چه باشد، در مورد ترمیم پرده بکارت تصمیم می گیرم. برخی را ترمیم و حدود نیمی از موارد را نیز رد می کنم. مثلا اگر دختری مورد تجاوز واقع شده باشد و آینده اش به خاطر این مساله به خطر افتد، عمل ترمیم پرده بکارت را انجام می دهم. اما زمانی که زنی مراجعه می کند و می گوید که پس از طلاق و برای ازدواج دوم می خواهد پرده بکارت خود را ترمیم کند، با تقاضایش مخالفت می کنم.”برای این دسته از زنان نیز راه حل دیگری در نظر گرفته شده است که همان استعمال داروی معجزه آفرین باکرگی است. از دیرباز و در سنن گوناگون، ظهور قطرات سرخ رنگ بر ملحفه ها، در شب عروسی شادی آفرین بوده است. نمایش پارچه ای با لکه های خون، با هلهله و “کل کشیدن” زنان خانواده همراه می شده است. این در حالی است که تنها در ۶۰درصد موارد، در اولین رابطه جنسی ، جداره واژن خراش بر می دارد و چند قطره ای خون می آید. با این وجود، در برخی موارد همان چند قطره، ناجی جان عروس است.

    امروزه رد پای این گونه سنن به کشورهای اروپائی نیز کشیده شده است. حاملین این سنن نیز عمدتا مهاجرین اند. “اینه که فان سومرن” در این مورد می گوید: ” بیشتر مراجعه کنندگان من را دختران مراکشی و ترک تشکیل می دهند. اما گاهی اوقات زنان هلندی نیز به من مراجعه می کنند. اما این دسته، زنانی هستند که به اسلام گرویده اند و برای ازدواج و یا روابط جدیدشان، خواهان ترمیم بکارت اند.”

    به گفته “اینه که فان سومرن”، جامعه علمی و پزشکی هلند، انجام این عمل را بیهوده می داند چرا که هیچ ضرورت پزشکی و علمی در آن نیست. این عمل جراحی در کلینیک ها ی خصوصی صورت می گیرد.ممنوعیت ترمیم پرده بکارت تا کنون چندین بار در هلند مورد بحث واقع شده است. نخست “آیان هیرسی علی” نماینده سومالیائی تبار حزب لیبرال هلند بود که خواستار ممنوعیت آن شد. چرا که این اقدام را گامی جهت تثبیت سنن و تداوم آنها در جامعه و علیه زنان می دانست. چندی پیش “خییرت ویلدرز” نماینده حزب دست راستی “برای ازادی” نیز خواهان ممنوعیت ترمیم پرده بکارت شده بود.گرچه هنوز در عرصه سیاسی راه حلی برای این معضل روبه رشد پیدا نشده، اما جامعه پزشکی آلترناتیوهای موقتی برای زنان جوانی که با آن دست و پنجه نرم می کنند، یافته است.

    “اینه که فان سومرن” می گوید: ” قبل از این که سفارش ساخت این قرص را به داروخانه ها بدهم، تصمیم ام را با کمیسیون ویژه ای که مربوط به بررسی درجه اخلاقی و عرفی موضوع است، در میان گذاشتم . آنها ابتدا گفتند که ساخت و استفاده چنین قرصی از نظر اخلاقی به معنای مشارکت در فریب افرادی (مردانی) است که پس از دیدن مایع قرمز رنگ بر ملحفه های شب زفافشان، فکر می کنند زنشان باکره بوده است. اما من توانستم کمیسیون را قانع کنم که نجات زنی که ممکن است به خاطر باکره نبودن جانش را در قتل ناموسی از دست بدهد، مهم تر از این حرفهاست.”

    علاوه بر این، “اینه که فامن سومرن” با نقد دیگری نیز مواجه است و آن این که این گونه اقدامات و ارائه این گونه خدمات موجب حفظ سنن ارتجاعی می شوند. پاسخ وی به این گونه انتقادات این است: “بله درست است، به این ترتیب ما این سنن را حفظ کرده ایم اما زمان حفظ این سنن، چشمکی هم چاشنی آن می کنیم.”

    منبع پايگاه پزشكان بدون مرز

    +نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت6:45توسط محمد ... | |

    عشق بی پایان 

    خسته شدم از این همه نشستن و ازعشق نوشتن .

     از این همه فکر کردن و قلم شکستن .

     دیگر نمی خواهم از عشق بنویسم.

     از احساسی که برای من نه آغازش معلوم است و نه پایانش.

     و نه امیدی برای دل بستن ورسیدن به آن.

     کفش هایم   را   می پوشم  و  به  بیرون میروم .

     به صحرا.

     جایی که می شود درسکوتش به

     خدا نزدیک شد.

     و  با  چشم دوختن  به یک گل خود رو زندگی را لمس کرد.

     شاید بتوانم با عشق ورزیدن به آن که همیشه  هست  و خواهد ماند.

     سر رشتهء افکارم را قط کنم.!!!

     

    +نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت5:43توسط محمد ... | |

    زندگی یعنی چه؟

     

     

    صبح هنگام که بیدار شدم .

    راهی کار شدم .

    من بدیدم در راه       پسر گریانی !

    و از او پرسیدم که چرا نالان است ؟

    پسرک گریان گفت :  مادرش بیجان است .

    من غافل بخودم آمدم آن لحظه دمی

    که چسان عمر گذشت ؟

    کودکی رفت به بازی و نشاط

    غافل از مبهمی مرگ و حیات

    غرق در این افکار من از او دور شدم

    تا که دیدم در راه      دختر زیبائی

    و از او پرسیدم :

    زندگی یعنی چه ؟

    دختر زیبا روی غرق در شادی و شور

    خنده ای کرد و بگفت :

    زندگی یعنی عشق

    مات و مبهوت شدم

    زندگی یعنی عشق ؟؟؟؟

    دور گشتم از او .

    تا که دیدم در راه            پینه دوزی تنها

    پیش او رفتم و من پرسیدم :

    زندگی یعنی چه ؟

    پیر مرد خوش روی     رو به من کرد و بگفت :

    زندگی پینه ی دستان من است .

    من به او خندیدم و از او دور شدم .

    و زنی را دیدم      دار قالی میزد

    و از او پرسیدم :

    زندگی یعنی چه ؟

    او نگاهی به من انداخت و گفت :

    زندگی نقش امید      روی فرش ذهن است

    در نهایت دیدم        عارفی فرزانه

    و از او پرسیدم :

    زندگی یعنی چه ؟

    عارف فرزانه اینچنین پاسخ داد :

    زندگی قهقهه ی چلچله هاست

    زندگی پر زدن شپ پره هاست

    زندگی وسعت این آبی هاست

    زندگی الفت این ماهی هاست

    من کنون دانستم

    زندگی یعنی چه ؟               زندگی یعنی چه ؟

     

                                                                            مریم الله وردی

    +نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت5:24توسط محمد ... | |